على رفيعى
104
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
مساوى با ذلت و اسارت مىدانستند ، راه مردن توأم با ايمان و تعالى و پيروزمندى حق را برگزيدند . آنان جمال حقيقت ، كمال عبوديت و زيبايى شهادت را درك كرده بودند ؛ از اين رو ، نه براى مزد و اجرت و نه از روى بيم و ترس و نه براى زنده ماندن كه براى ايمان و عقيده و حق مىجنگيدند و در يك كلمه به تعبير بعضى « أثَرُوا الْمَوْتَ » يعنى به اختيار ، مردن را بر زندگى ننگآور ترجيح دادند ، چرا كه عاشق بودند و از عاشق جز اين انتظار نيست . امير مؤمنان در مسيرش به صفين هنگام عبور از سرزمين كربلا آنان را چنين توصيف كرده است : اين جا بارانداز سواران ، و قتلگاه عاشقان است . شهيدانى كه نه پيشينيان بر آنان سبقت جسته و نه آيندگان به مقام آنان دست خواهند يافت . « 1 » در پرتو چنين ايمان و روحيّهاى قوى و هدفى بلند بود كه هيچ يك از آنان با همه محنت و گرفتارى كه برايشان پيش آمد به دشمن نپيوستند بلكه موفق شدند از دشمن دل بربايند ، چنان كه دل حرّ و سى نفر ديگر را ربودند ، و اين بدان جهت بود كه اينان از لحاظ روحى و ايمانى پيروز و چيره بودند . ياران امام حسين عليه السلام نه تنها در اين جهت ضعفى از خود نشان ندادند ، بلكه در هيچ موطن و مرحلهاى از مراحل قيام در مقام عذر تراشى و توجيه براى تسليم وسلامت بيرون رفتن از معركه ، برنيامدند . عباس عَقّاد در اين زمينه مىنويسد : به انديشه هيچ كدام از ياران امام حسين عليه السلام خطور نكرد كه براى نجات خود و امامشان ، بازگشت از اين مسير را در نظر آن حضرت جلوه دهند . و اگر مىخواستند خود را بفريبند مىتوانستند ، تسليم در برابر دشمن را در نظر حضرتش جلوه دهند و نامش را نصيحت و خيرخواهى بگذارند ، و چنين وانمود كنند كه اخلاص مىورزند و براى حضرتش خواستار ادامه زندگى هستند . و ليكن ، نه خودشان را فريفتند و نه امام را ، بلكه از روى خيرخواهى صادقانهء خود ، امام عليه السلام را از تسليم دور مىداشتند ، نه از مرگ ، و همگى بر اين حالت بودند . « 2 »
--> ( 1 ) - نفس المهموم ، ص 206 . ( 2 ) - ابوالشهداء ، ص 157 .